خرید بک لینک
باران گرفت و در هوایت آســـــمان، تر چشمان من با یادت ای ابـــــرو کمــــان، تر بـــــارانِ دلتنگیِ تو بـــــارید نم نم دیدم که تن از بغض تر، از بغض، جــان، تر با این تنِ پاییزی ام روحــــم بهـــــــاری ست هر قدر من پژمرده تر، قلبم جـــــــوان تر! دل بُردن از یک شــــاعر آسان است گاهی معشـــــوق زیباتر که شد، دل ناتــــوان تر با مردمی که قلبشان از جنس سنـــگ است هرکس دلش آییــــنه تر شد، ناگهــــان تر... |محمود صادقی|

برچسب: نویسنده: رضا کوهی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 5:16

دلخســــته از قواعدِ سرسختِ هست ها دل بستـــه ام به منطقِ بی قیدِ مست ها دیوانه ام منی که به تــــو دل سپرده ام این را بپرس از همه ی بت پرست ها یک شب بیا به کـــافه و با چشم خود ببین داغِ تو هست در دلِ قلیــــان به دست ها بین الملل به خاطر تـــو گرد آمده حرف تو هست در همه ی این نشست ها این شعر را شکسته نوشتم به عشـــق تــو خوشـــــتر نوشته گاه قلـــم با شکست ها |محمود صادقی|

برچسب: نویسنده: رضا کوهی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 5:13

هر شب تـو را غزل به غزل می سرایمت تا روشنــایِ صبحِ ازل می سرایمت موسیقیای مُنجمد ای مرمرین بدن بانو ! شبیه تاج محل می سرایمت سر تا به پا بهشت برین است پیکـرت تا جــوی های شیر و عسل می سرایمت دنیــای من بدون تــو آشوب می شود در سازمان صلحِ ملل می سرایمت دلـتنگ توست قـافیه ها و ردیف ها با واژه های بـوس و بغل می سرایمت |محمود صادقی|

برچسب: نویسنده: رضا کوهی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 5:10

حیف از این عمری که بی شبهای مویت بگذرد حیف از این شبها که بی مهتـــــابِ رویت بگذرد من حســـودی می کنم وقتی که بادی بی هوا با خیـــــالِ بوسه گاهی از گلــــــویت بگذرد خودخوری ها می کنم چون مرد مفلس هر زمان زرگری گوهرشناس از سمت و سویت بگذرد نامه ها را یک به یک بعد از نوشتن خط زدم تا مبــــادا قاصدی از شهر و کویت بگذرد کاش می شد با تو از این هم رهـــــاتر حرف زد در میان حرف گاهی لفظِ "بانــــــو" بگذرد |محمود صادقی|

برچسب: حیف از این روزا که من,حیف از این رویای روشن,حیف از این عمر,حیف از این آه خواب کوتاه,حیف اینطوری تموم شد,شعر حیف از این عمر,حیف اینجوری تموم شد,حیف این عمر,حیف این همه خوبی,حیف این همه محبت, نویسنده: رضا کوهی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 12:27

بعد تو بویی نخواهد داشت از خود یــــاس ها جز غمی مُزمن نخواهد داشت این احســـاس ها رفته ای و رونق از بازارِ گل ها برده ای نانشان آجر شده در غیبتت عکــــاس ها قلب آییـنه پس از تــو در خودش تنهـــا شکست طاقتِ سنگی ندارد قلبِ این حســــــــاس ها تیکِ تنهـــــایی ست این تسبیح گردانیِ من حال من را می شود فهمید از وســـــواس ها عشــــق، آن یارِ همیشه غایب دلهای ماست می توان عمری به پایش سوخت؛ با احســــــاس ها ! |محمود صادقی|

برچسب: نویسنده: رضا کوهی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 12:27

هر شب تو را غزل به غزل می سرایمت تا روشنای صبح ازل می سرایمت موسیقیای منجمد ای مرمرین بدن بانو ! شبیه تاج محل می سرایمت سر تا به پا بهشت برین است پیکرت تا جوی های شیر و عسل می سرایمت دنیای من بدون تو آشوب می شود در سازمان صلح ملل می سرایمت دلتنگ توست قافیه ها و ردیف ها با واژه های بوس و بغل می سرایمت

برچسب: هر شب تو رویای خودم,هر شب تو خوابمی رویاتو,هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم,هر شب توی خوابمه حالت چشماش,هر شب تو رویای خودم داریوش,هر شب تو خوابمی,هر شب تو آغوش خودم,هر شب تو غصه میسوزم,هر شب تو خوابمه حالت چشماش,هر شب تو رویای خودم,دانلود, نویسنده: رضا کوهی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 4:01

باز کن پنجره را شعر زلالی بفرست شب شده، ماه شو از دور، هلالی بفرست پشت این پنجره ها گاه دلت را بتکان دو سه تا بوسه ی لب سوز خیالی بفرست لک زد از بس که دلم از تو جوابی نشنید لااقل پاسخی از جنس سوالی بفرست نازنین گاه دو خط نامه برایم بنویس نامه ای پست کن و فرض محالی بفرست نامه ای هم ننوشتی ننوشتی گل من محض دلتنگی من پاکت خالی بفرست |محمود صادقی|

برچسب: پاکت خالی سیگار,پاکت خالی از سیگار,پاکت خالی,پاکت خالی استقلال,یک پاکت خالی,قیمت پاکت خالی سیمان,عکس پاکت خالی سیگار,داستان پاکت خالی صابونها,خرید پاکت خالی سیمان,فیلم کوتاه پاکت خالی, نویسنده: رضا کوهی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 4:01

غمگینــــم امــا بر لبـــم لبخنــــــد صـــوری ست دور از تـــو این لبخنــــــدهـا عیـــن صبــوری ست تلخ است حــــــالم مثل چـــــــای دم کشیــــــده کـه ســرنـوشتش بی تــو در زنـدان قــــوری ست بایــد پــدر باشـــی و یــوســـــف گــــم کنـــی تـا بــاور کنــی یــوســف ندیــدن چشــــم کوری ست عـــاشق که باشـــی ناگــــزیر از شعـــــر هســـتی ایـن شعــــرها نـــت هـای تنهـــــــایی و دوری ست من بیــش از اینـها حــــــــرف دارم بـا تـــــــو، امــــا عنــــوان بعضـــی واژه ها صرفــــــا حضـــــوری ست |محمود صادقی|

برچسب: نویسنده: رضا کوهی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 4:01

حس طوفانی یک مـــــوج جـوان دارد عشــق مثل هر حــادثه در خود هیــــجان دارد عشــق نه به چشمان قشــــنگ است و نه چیـــزی دیگر خارج از خط لـــب و چشـــــم نشان دارد عشــق "دوســـتت دارم" عاشــــق به زبان بازی نیست شکل پیچیـــــده ای از فن بیان دارد عشــق صــــبر کن جـــــاذبه تا کار خودش را بکند مثل افتـــادن یک ســیب، زمـــان دارد عشــق |محمود صادقی|

برچسب: نویسنده: رضا کوهی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 4:01

حالش گرفته بود خــــدا بال آفرید یک آسمــــان به وسعت تو حال آفرید شوری نداشت فلسفه ی خلقت زمین چشم تو را بهانه ی جنجــال آفرید بی تو صفا نداشت همین قهوه های تلخ تا جذب مشتری بکند فــــال آفرید دو سایبان برای دو چشمان روشنت همســـایه ای برای لبت، خال آفرید تا روزهای سرد زمستان فرارسد دستی برای گردن تو شـــال آفرید پیش از شما تمام فصولش گرفته بود تقویم من محــــوّل الاحوال آفرید تا آخرین دقایق عمرم خــدا تو را تحویل قلب من بدهد، ســال آفرید |محمود صادقی|

برچسب: نویسنده: رضا کوهی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 4:01

نیستی؛ این درد را با درد بی درمـــان بســــنج رنج بی تـــو بودنم را با عیـــــــار جان بســــنج گرچه مقیاسی ندارد بی تـــو بودن مـــــــاه من این شب یلـــدای غم را با شب زنـــدان بســــنج طول شب را ضــرب در هر تار گیســــویت بکن حجم تنهـــــــایی من را با همین میزان بســــنج از معین و دهخدا معنــــــای نامت را مپرس این معما را غــــزل گـونه فقط با "آن" بســــنج سجــــده گاه من همیشه محض یارم بود و بس علت عصیــــان من را با خود شیطـــان بســــنج من که تقــــویمم تمـــــام عمر، پاییزی گذشت شــــرح حالم را تمام عمر با بـــــاران بســــنج

برچسب: نویسنده: رضا کوهی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 4:01

صفحه بندی